نقطه سر خط
* پس از مدتها دوری از نگارش در دنیای مجازی بالاخره مجالی یافتم برای به روز کردن وبلاگی که بیشتر از همه مکانی برای بازخوانی یادداشتهایی است که پس از چاپ در اینجا قرار می دهم.
* ابتدا ی کلام تبریک سال نو به تمامی دوستان و به ویژه سینما دوستان و سینمایی نویسان.البته با تاخیری فراوان !
* تقارن جشنواره فیلم فجر امسال با انبوه مشغولیات ذهنی و کاری ام مجالی برای همراهی با جشنواره باقی نگذاشت . گرچه برنامه ریزی برای رفتن به تهران را از مدتها قبل انجام داده بودم اما باری دیگر نیز به سبب برنامه فشرده همه چیز کنسل شد. و تنها کاری که از دستم بر آمد این بود که ۲-۳ فیلم جشنواره را ببینم و نیز تعقیب نوشته های دوستان در نشریات و وبلاگهایشان. که در این میان نکته جالب توجه یادداشت دوست عزیز دکتر جلالی فخر در وبلاگ تخته خاکستری بود که از خاطرات و شیفتگی اش به سینما و جشنواره گفته بود و این که در میانه امتحان پره انترنی مرخصی از دانشکده را بر مرخصی از جشنواره فیلم آن سال ترجیح داده و با خیالی آسوده نظاره گر جشنواره فیلم فجر بوده است.شرایطی دقیقا مشابه با ایشان که امسال برای من پیش آمده بود و هرگز جسارت آن را نیافتم که سینما را با تمام شیفتگی ام بر امتحان پره انترنی انتخاب کنم .گرچه پره انترنی نیز به سلامت به پست انترنی مبدل گشت اما افسوس فیلمهای بسیاری همچنان باقیست که به سبب سیستم نامناسب اکران تماشای آنها به این زودی ها و یا برای همیشه غیر ممکن است!
* خرده یادداشتهای فراوانی که برای فیلمهای وقتی همه خوابیم استاد بیضایی-سوپر استار و لودگی مسعود ده نمکی در اخراجی ها ی۲ نوشته ام همچنان بر روی میزم خاک می خورند.هنوز فرصت نگارش کامل آنها را نیافته ام .گویی سرعت گذر زمان بالا رفته است و رخوت بهار ی بر من ریشه دوانده .
* دیگر مدتهاست سایت قبلی ام را غیر فعال ساخته ام اما هنوز در لینکدونی بسیاری از دوستان و نیز سایتها با همان نشانی قبلی هستم.هر چند که هنوز به بسیاری از دوستان فراموش کرده ام آدرس وبلاگ جدید را گزارش دهم. پس فعلا به امید فعالیت و نشاط بیشتر در سال ۸۸.





نگ روایتگر آثاری بود که همگی نشان از دیدگاه تلخ و دلمشغولی های فیلمساز نگران پشت دوربین داشت.

درماندگي و غم را به تماشاگر منتقل مي كند.بازي هاي حسي و كنترل شده نشان از تسلط كارگردان در هدايت بازيگران دارد آنجا كه سارا (باران كوثري) در ميان لجن ها به دنبال مواد مخدر مي گردد، هنگامي كه مادر (بيتا فرهي) با صدايي پريشان مدارك شناسايي را در ايست و بازرسي نشان مي دهد، وقتي سارا با لباس عروسي آكاردئون زنان به سوي پدر و مادرش مي آيد و اشك در چشمان پدر (مسعود رايگان) حلقه مي زند و...